تبليغاتX
انتظار.....منجی

انتظار.....منجی

یا مهدی بیا و شب هجران سحر کن

اي تك سوار جاده عشق !!!

اي سبز ترين موعود !!!

راهي نمانده تا سرودن آخرين ترانه ی انتظار

فاصله اي نيست از كلبه سرد انتظار

تا قصر زيبا ي وصال

اي كبريايي ترين سجاده ی نياز

نماز نيمه  شب هاي نيايش را

به عشق تمناي تو به قامت مي ايستيم

هر صبح كتاب خواب را

به عشق روي تو مي بنديم

و پنجره  چشمانمان را

رو به باغ ياد تو مي گشاييم

و فصل روز رمان زندگي را

با اللهم ارني الطلعة الرشيدة آغاز مي كنيم

و به شوق رويشي دوباره

زير لواي سبز تو

بذر اميد بر زمين زندگيمان مي افشانيم

چرا كه آمدنت را باور داريم

و به تقدس همين باور است كه

هر جمعه دروازه هاي نگاه هامان را

به چراغ هاي انتظار آذين مي كنيم

گره دل ها را بر غرفه هاي جملات ندبه مي بنديم

و از فضاي نمناك چشم ها پلي مي زنيم

تا سايه بان مژه ها

و بر قلب كتاب دعا شبنم اشك مي كاريم

به يمن رسيدن سبز ترين جمعه ی تاريخ

كه تو از راه مي رسي

و به تاسي از فتح مكه، در فتح الفتوحي ديگر

دروازه هاي عشق را فتح مي كني


مولا جان !!!

تو را به حرمت مسافران جاده ی انتظار

تو را به حرمت عاشقان منتظر و منتظران عاشق

تو را به حرمت بال و پر خاكي كبوتران آن مزار بي نشان

و به حرمت ناله هاي فاغث يا غياث المستغيثين

از پشت پرده ی غيبت در آي

و به كنعان ديده ها قدم بگذار

و خلعت سبز طلعتي جاويد را

به افق قلب هاي منتظران شیعه بپوشان


مولا جان !!!

 مگر نمی دانی ؟!؟

مگر نمی بینی ؟!؟

می دانم که می بینی

می دانم که می دانی

روزگار نامراديهاست و زمانه، تكرار قصه ی سرنوشت فرزندان آدم

هر روز هابيلي در آتش كينه ی قابيلی مي سوزد

و هنوز صداي محمد صلی الله علیه و آله

از وراي قرن ها گذر زمان من كنت مولاه فهذا علي  مولاه را  فرياد مي زند

واني تارك فيكم الثقلين را قرائت مي كند

و كبودي ياسها در خم كوچه هاي غربت تكرار مي شود

و هر گوشه از جهان سقيفه اي

وسقيفه نشينان بسيار

عليِّ از دست بالا رفته در غديرِ ولايت

خانه نشيني را به ارث مي برد

و كبوتران چاهي از لابه لاي صفحات ورق خورده ی تاريخ

هنوز آماده ی شنيدن ناله هاي غريبانه اند

كل يوم عاشوراست

و در پي شكستن ديوارهاي صوتي تكرار

دريده شدن حلقوم هاي شش ماهه

و آسمان هر روز پذيراي مشتي خون

پابرهنگان تاريخ

در جستجوي رد پايي از قافله ی ناقه هاي عريان زينب اند

و جام ها مست از شراب خون انسان ها

آيا هنگام آن نرسيده است

كه بر واژه ظلم و ظالم خط بطلان بكشي

آيا نرسيده، زماني كه، حجاب غيبت از چهره بركني

و ذوالفقار عدالت را از قفس نيام رها كني

بیا

بيا اي موعود همه ی اعصار و قرون

بيا و فهذا علي مولاه را تفسير كن

براي آنان كه غدير را در بخ بخ يا علي خلاصه كرده اند

برای آنانکه جغد وار

ناله ی رهایی از قیومیت ولایت را سر می دهند

بيا تا كربلا در مظلوميت خود به دور غريبي حسين چرخ نزند

و قافله ی زينب بي قافله سالار سفر نكند

بيا و با و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا ستمديدگان جهان را بر اريكه ی قدرت بنشان

بيا كه سرير عدالت در انتظار قدومت بي تاب و بي قرار است



منبع :http://erfan-hezaveh.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 16:28  توسط علیرضا  | 

سلامی ساده و صمیمی به تو و خبر خوش آمدنت و به روزی که وعده طلوعش را همه ستاره‌ها می‌دانند.

هنوز هم چشم‌های همیشه منتظرم در خیابان‌های سوخته آسمان به دنبال نشانه‌ای از تو می‌گردند.

نه پرنده‌ای آواز می‌خواند نه صدایی از فرشته‌ای بگوش می‌رسد. تنهاترین صدا طنین ضربان قلب من است که با هر ضربه ای که می‌نوازد عقربه‌های لعنتی را به جلو می‌فرستد.

لحظه‌های بی تو بودن چقدر کُند می‌گذرند!

امشب به قدر تمام ثانیه‌های له شده دلتنگت هستم. از تو هیچ نمی خواهم فقط برای‌این پرنده‌های بی زبان انتظار کمی مهربانی بریز! همین!...

                                         کبوتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 16:8  توسط علیرضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:16  توسط علیرضا  | 

بشارت ظهور در انجیل متی

در انجیل متی باب بیست و پنجم پیرامون ظهور بشارت هایی داده شده است :

شما را از پیش به چیزی خبر می دهم . بنابراین اگر به شما بگویند که در صحراست باور نکنید زیرا مانند برق از شرق ساطع می شود تا در مغرب ظاهر گردد ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد

در آن ایام است که آفتاب تاریک می گردد و نور ماه منقطع می شود و ستارگان فرو می ریزند در این هنگام علامت پسر انسان در آسمان ظاهر می گردد که بر ابر های آسمان سوار شده است . او با شکوه و قدرت می آید و فرشتگان با صدای بلند فرستاده و برگزیدگان او را به افلاک مژده خواهند داد و پس از این است که درخت انجیر شاخه اش نازک شده و برگ می آورد و خواهند فهمید که تابستان نزدیک است زمانی که شما این علایم را ببینید خواهید فهمید که آمدن او او نزدیک و راست است .هم چنین در آیات 42 تا 44 بیان شده است : بیدار باشید زیرا نمی دانید در کدام ساعت خداوند می آید لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه می دانست که چه موقع از شب دزد می آید بیدار می ماند و نمی گذاشت دزد او را غافلگیر کند شما نیز آماده باشید زیرا نمی دانید در چه موقع پسر انسان می آید .در باب 13 آیه 31 چنین گفته شده : آسمان مثل دانه ی خردلی است که شخصی آن را در مزرعه ی خویش بکارد ولی چون رشد کند بزرگترین گیاه استو چنان درختی می شود که مرغان آسمان آمده و در شاخه هایش آشیانه می کنند .

چنان که روشن است مراد از کشت کننده ی دانه ی خردل حضرت رسول خدا (ص) می باشد که دین اسلام را کشت داده است و مراد از رشد دانه ی خردل و بزرگترین گیاه بودن زمان ظهور حضرت حجت است که در زمان آن حضرت دین اسلام چنان رشد می کند که همه مردم این دین را می پذیرند و شریعتی به جز اسلام نخواهد بود و مراد از مرغان هوا ملائکه می باشند که در آن زمان با جنیان و آدمیان همه در خدمت آن حضرت خواهند بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 3:47  توسط علیرضا  | 

بشارت ظهور در کتاب زکریای نبی

بشارت ظهور در کتاب زکریای نبی این گونه بیان شده است : روزی رد درگاه خداوند ظاهر است نه روز می باشد و نه شب بلکه زمانی است در وقت غروب که روشنایی ظاهر می شود .

بدان که این حالت اشاره به زمان غیبت مهدی موعود دارد زیرا ایشان در پس پرده مانند زمان غروب آفتاب است که تابش نور خورشید وجود دارد اما قرص آن مشاهده نمی گردد همچنان که انوار فیوضات حجت بر عالم می تابد اما وجود گرامی ایشان از دیدگاه مردم خارج است .

همچنین زکریای نبی فرمود : ای ولایت سلام شادباش ! ای بیت مقدس خوشحال باش ! ÷ادشاه تو که راستگو و شفاعت کننده گنهکاران است به سوی تو خواهد آمد او فقیر است و بر الاغ سوار می شود و اسبان نیرومند را از میان یهود نابود می کند و اسلام را میان طوایف عجم منتشر خواهد کرد اختیار او ا دریا ها به انتهای زمین خواهد رسید .

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 3:46  توسط علیرضا  | 

داستان تشرف علی بن مهزیار اهوازی به پیشگاه امام عصر

اینک بیا و رمز وصال را از علی بن مهزیار اهوازی بازپرس که 20 بهار از عمر خویش را در تکاپوی دیدار یار سپری می کند و هر سال با عزمی جزم به عشق رخسار نگار و سودای روی دلدار راهی سرزمین وحی می گردد و جان و دل در طواف خانه خدا می بازد .

آنگاه که آشنایی می یابد و نشان یار پرده نشین  را از او می جوید چنان پاسخی می شنود که تار و پود وجودش را در می نوردد   :     (( او نسبت به شما در پرده و حجاب نیست بلکه بدی کردار شما او را از شما دور کرده و در پرده و حجاب قرار داده است ))

و آنگاه که اجازه ورود برایش صادر و به خیمه گاه نور وارد می شود پس از عرض سلام و درود محبوب در آغازین فرازهای گفت و گو با کلامی کران تا به کران رحمت چنین می نوازدش  : (( پسر مهزیار هر صبح و شام در انتظارت بودیم پس چه چیزی دیدار ما را از تو دیر و دور کرد ؟!))

بهانه ای می جویدش سرگشته و حیران از آن همه عشق بی پایان و چنین می گویدش :    ((فدایت شوم تا به حال نیافته بودم راهنمایی را که به سویت رهنمونم شود )) سکوتی معنادار راز گویی دلدار و بازگویی رمز 20 سال انتظار : (( این گونه نیست ! و بلکه ایراد کارتان در این است که به ثروت اندوزی پرداخته اید ! بر مومنان فقیر و بی نوا تکبر کرده بر آنان سخت گرفته و مایه ی حیرت و حیرانی ایشان را فراهم ساخته اید ! و از آشنایانتان بریده اید !.... و اینک تو را چه عذر و بهانه ای مانده است ؟!))

و پسر مهزیار غرق حیرت و حیرانی در آستان چشم بینای الهی چاره ای جز اظهار عجز و خاکساری نمی یابد (( سرور و مولای من ! تنها راه مانده برای من توبه توبه بازگشت بازگشت))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 6:47  توسط علیرضا  | 

بشارت ظهور در کتاب مقدس تورات

                                                        

                                            

در تورات موجود آیاتی آمده است که بشرت ظهور حضرت ولی عصر(عج) را چنین توصیف کرده است : زمانی که هاجر مادر اسماعیل از ساره گریخت و در بیابان برسر چشمه آبی نشسته بود فرشته ی الهی با او سخن گفت و دلداریش داد و او را به گذشت امر نمود و مژده ی بشارت امری بزرگ را به او داد و فرمود : او را بر همه مسلط می گردانم و همه را محتاج منتظری که هنوز نیامده است می کنم و به اتفاق یهود و نصارا در زمان ظهور او این سلطه ی عمومی بر کل اهل عالم پیدا خواهد شد .

همچنین در تورات آمده است که ابراهیم به خداوند گفت ای کاش اسماعیل در حضور تو زندگی می کرد .

حق تعالی به او فرمود : زوجه ات ساره برای تو پسری خواهد آورد و تو نامش را اسحاق بگذار و من هم بر عهد خود می مانم تا ذریه ی او بعد از او عهد ابدی باشند

در مورد اسماعیل دعای تو را اجابت می کنم و او را برکت می دهم و از او دوازده رئیس به دنیا می آید و امتی بزرگ از او به وجود می آورم و لیکن عهدم با ساره استوار می سازم و او سال آینده در این وقت خواهد زایید . بعد از بشارت دادن خداوند از تولد اسحاق به ابراهیم (ع) و اینکه او پادشاه خواهد شد و قومی بزرگ از او به وجود می آیند و از نسل او پیغمبران به وجود می آیند ابراهیم (ع) برای اسماعیل دعا کرد و زندگی جاوید برای او خواست ؛ حق تعالی فرمود : من پروردگار هستم و عهدی که  با اسحاق و ذریه ی او کرده ام در زمان طولانی اجابت می کنم اما دعای تو را در حق اسماعیل شنیدم و اجابت می کنم و او را برکت می دهم و نیرومند و قوی می گردانم که 12 بزرگ از او متولد شوند .

در این سخن نظر مفسران این است که مقصود از دوازده بزرگ ؛ دوازده امامان معصوم است که از نسل اسماعیل (ع) بودند و سلطنت الهی تا قیام قیامت در قائم ایشان است .

در تورات بیان شده است : بعد از جدا شدن لوط از ابراهیم (ع) خداوند به ابراهیم (ع) فرمود : چشم های خود را بگشا و اطراف این مکان را که در آن مقام داری از شمال جنوب شرق و غرب ملاحظه کن و تمام این زمین را که می بینی به تو و اولاد تو تا آخر عالم خواهم داد .

همچنین در تورات ذکر شده که خداوند به ابراهیم فرمود : از سرزمین و ولایت و خانه ی پدری خود به سوی سرزمینی که به تو نشان می دهم بروکه از تو قومی بزرگ بوجود آورم و نام تو را بزرگ گردانم و به آنان که از تو اطاعت کنند نعمت دهم و دشمنان تو را لعن و نفرین رسانم و همه ی قبائل جهان را به وسیله ی تو آباد سازم .

ونیز در تورات آمده : ابراهیم (ع) پس از شکایت به درگاه حق تعالی از نداشتن فرزند و وعده ی خداوند به او برای کثرت نسل و ذریه به اندازه ستارگان آسمان خداوند به او خبر می دهد که فرزندان او به دو گروه خواهند بود.

گروه اول : بنی اسحاق هستند که 400 سال در رنج و تعب خواهند بود

گروه دوم : بنی اسماعیل هستند که در خدمت دین خداوند خواهند بود و بعد از زلت به مقام و ثروت و عزت نایل می شوند که این وعده در دوره ی چهارم است . همچنین می فرماید : آفتاب غروب می کند و ظلم و ستم تمام جهان را می گیرد در این زمان چراغی مشتعل از میان تاریکی ظهور می کند .

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 6:59  توسط علیرضا  | 

صحیفه ی ابراهیم

 سید بن طاووس در کتاب اقبال روایت کرده وقتی که صحیفه ی ابراهیم را گشودند در آن چنین بیان شده بود ابراهیم را به دوستی برگزید و او را با صلوات و برکات شرف داد و نبوت و امامت را از ذریه ی او برگزید و او را وارث تابوت آدم که از علوم و حکمت های الهی مملو است گردانید .

چون ابراهیم در آن تابوت نظر کرد در آن خانه هایی برای هر یک از انبیای مرسل و اوصیای ایشان دید و خانه ی حضرت محمد را دید که آخر همه ی پیغمبران است و جانب راست او وصی آن حضرت علی بن ابی طالب (ع) است پس گفت خداوندا ایشان چه کسانی هستند ؟

وحی آمد : ای ابراهیم ! این بنده پسندیده و برگزیده ی من است او فاتح و خاتم است و او نیز وصی و وارث فاتح و خاتم من است

ابراهیم پرسید فاتح و خاتم به چه معناست ؟

حق تعالی فرمود : ای ابراهیم !محمد (ص) نیکوترین مخلوقات من است و کتاب وجود ممکنات را با او گشودم زمانی که آدم میان آب و گل بود او را به نبوت برگزیدم به این دلیل او را فاتح نامیدم .

زمانی او را برای کامل شدن دین خود بعد از بعثت همه ی پیامبران مبعوث می کنم و پایان رسالت پیامبری را به او می دهم همچنین او را خاتم نامیدم و علی (ع) برادر و وصی او و صدیق اکبر است ایشان را برگزیدم و صلوات و برکات خود را بر هر دو فرستادم و ایشان را از هر عیب و نقصی پاک گردانیدم آنان و ذریه ی ایشان را پیش از آفرینش زمینو آسمان و هر آنچه در آن است پاک گردانیدم .

سپس ابراهیم به 12 نور درخشان که در نهایت حسن زیبایی بودند نگریست و پرسید : پروردگارا مرا با نام این انوار که به نور محمد (ص) و علی (ع) نزدیک است آشنا کن !

وحی آمد : این کنیز من و سلاله ی پیغمبر من صدیقه ی کبراست . ذریه و نسل پیغمبرم محمد (ص) را از دودمان او و شوهرش قرار دادم و این دو حسنین هستند و آن کسان دیگر ذریه ی ایشان می باشند همه را نام برد تا به حضرت قائم (عج) رسید و او کسی است که به وجود ظهور او رحمت خود را در زمین می گسترانم و بندگان خود را با دین خود زینت می دهم و این زمانی است که از رحمت من مایوس شده اند ای ابراهیم ! هرگاه بر محمد صلوات فرستادی بر اوصیای او هم صلوات بفرست.

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 2:31  توسط علیرضا  | 

روزی که تو بیایی

 روزی که ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان برای هر انسان                   برادری است

روزی که دیگر درهای خانه یشان را نمی بندند

قفل

              افسانه ای است

و قلب

                        برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف به دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف زندگی است

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه ای است

تا کمترین سرود بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهامان دانه بریزیم............

ومن آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 2:30  توسط علیرضا  | 

و تباهی آغاز یافت

پس پای ها استوار تر بر زمین بداشت , تیره ی پشت راست کرد , گردن به غرور برافراشت , و فریاد برداشت : اینک من ! ادمی ! پادشاه زمین!

و جانداران همه از غریو او بهراسیدند , و غروری که خود به غرش او پنهان بود بر جانداران همه چیره شد , و آدمی جانوران را همه در راه نهاد , و از ایشان برگذشت , و بر ایشان سر شد از آن پس که دستان خود را از اسارت خاک باز رهانید .

پس پشته ها و خاک به اطاعت آدمی گردن نهادند , و کوه به اطاعت آدمی گردن نهاد , و دریاها و رود به اطاعت آدمی گردن نهادند , و تاریکی و نور به اطاعت آدمی گردن نهاد , همچنان که بیشه ها و باد و آتش آدمی را بنده شد , و از جانداران هر چه بود آدمی را بنده شدند در آب و به خاک و آسمان ؛ هر چه بودند و به هر کجای , و ملک جهان او را شد و پادشاهی آب و خاک او را مسلم شد , و جهان به زیر نگین او شد به تمامی , و زمان در پنجه ی قدرت او قرار گرفت , و زر آفتاب را سکه به نام خویش کرد از آن پس که دستان خود را از بندگی خاک بازرهانید .

پس صورت خاک را برگردانید , و رود را و دریا را به مهر خویش داغ برنهاد به غلامی , و به هر جای با نهاد خاک پنجه در پنجه به ظفر , و زمین را یکسره باز آفرید به دستان , و خدا را هم به دستان به خاک و به چوب و به خرسنگ , و به حیرت در آفریده ی خویش نظر کرد چرا که با زیبایی دست کار او زیبایی هیچ آفریده به کس نبود , و او را نماز برد چرا که معجزه دستان او بود از آن پس که از اسارت خاکشان وارهانید .

پس خدای را که آفریده ی دستان معجزه گر او بود با اندیشه ی خویش وانهاد , و دستان خدای آفرین خود را که سلاح پادشاهی او بودند به درگاه او گسیل کرد به گدایی نیاز و برکت

کفران نعمت شد , و دستان توهین شده آدمی را لعنت کردند چرا که مقام ایشان به سینه نبود به بندگی

                      

 

                    و تباهی آغاز یافت..............

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 2:29  توسط علیرضا  | 

دانلود کتاب علائم ظهور

اولین کتاب الکترونیک شامل علائم ظهور امام زمان با حجمی کم

نام کتاب : علائم ظهور امام زمان (عج)            حجم فایل : ۴۰۰کیلو بایت

        دانلود کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 3:11  توسط علیرضا  | 

صحف ادریس

در صحف حضرت ادریس پیغمبر (ع) در آن قسمت که ابلیس با خداوند سخن می گوید و جواب حق تعالی را می شنود چنین آمده است .

ابلیس گفت : خداوندا مرا تا زمانی که اولاد آدم برانگیخته شوند حاجتی ده !

حق تعالی فرمود نه و لیکن تو از کسانی هستی که تا روز وقت معلوم مهلت داده می شود به درستی که آن روز روزی است که حکم می کنم و زمین را از لوث کفر و ظلم و شرک پاک گردانم در آن روز بندگانی را برمی گزینم که دلهای آن ها را با ایمان آزمایش کرده ام و از تقوا و اخلاص  ورع خشوع و بردباری پر کرده ام و ایشان کسانی هستند که خدای تعالی ابر و آفتاب و ماه را بخوانند تا نورشان دوام یابد .

همچنین ایشان را خلیفه ی خود در زمین قرار می دهم و از دینی که برای آنها برگزیدم اطاعت می کنند و مرا به یگانگی می پرستند هیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند و امربه معروف و نهی از منکر می کنند .

در آن زمان است که بساط امنیت را در زمین می گسترانم و هیچ چیز به دیگری زیان نمی رساند و هیچ کس از دیگری نمی ترسد و درندگان و گوسفندان در میان مردم با یکدیگر زندگی می کنند و به یکدیگر آزار نمی رسانند .

آن زمان زمانی است که آن را در علم غیب خود پنهان داشته ام و کسی از آن آگاه نیست و آن زمان آمدن و روز رسیدن می باشد در آن زمان است که تو و لشکر تو را نابود می سازم پس برو تا به تو تا آن روز مهلت داده ام

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 16:26  توسط علیرضا  | 

خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:30  توسط علیرضا  | 

مسخ شدن طایفه ای به صورت میمون

یکی از علامات پیش از ظهور مسخ شدن طایفه ای به صورت میمون است . در بحار از ابی بصیر روایت شده است : به خدمت امام صادق مشرف شدم و درباره ی آیه 16 فصلت پرسیدم .

حضرت فرمود : ای ابا بصیر ! کدام خواری بیشتر از این است که مردی در خانه خود نشسته باشد ناگاه چند فرد گریبان پاره نمایند و به نزد او داخل شوند و گریه کنند . او از سبب گریه خواهد پرسید به او می گویند هم اکنون فلان شخص مسخ گردیده . ابا بصیر گفت : این اتفاق پیش از قیام قائم خواهد بود یا پس از آن ؟ امام فرمود :پیش از آن

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 2:41  توسط علیرضا  | 

علایم خاص حضرت بقیه الله

از جمله علایمی که مخصوص حضرت حجت (عج) است و کسی در آن مشارکت ندارد سخن گفتن شمشیر حضرت است چنان که شیخ صدوق فرمود : زمانی که ظهور حضرت نزدیک می شود به اذن خدا ند شمشیر ایشان از غلاف بیرون می آید و ندا می دهد : یا ولی الله ! خروج کن .که دیگر جایز نیست که بر کشتن دشمنان خدا صبر نمایی!

همچنین پرچم ایشان به اذن خداوند گشوده خواهد شد بدون این که کسی آن را بگشاید و ندا می دهد : ای ولی الله خروج کن و دشمنان خدا را هلاک نما !

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 2:40  توسط علیرضا  | 

ویران شدن مسجد براثا

ویران شدن مسجد براثا از علایمی است که خبر داده شده است این مسجد میان کاظمین و بغداد قرار دارد و اسم این مسجد به نام معمار آن است او راهبی بود که به دست امیر المومنین (ع) به اسلام مشرف گردید . حضرت به براثا فرمود : در جنب مسجد تو شهری بنا می شود که ظالمان و جابران بسیاری در آن زندگی می کنند و زمانی که فساد در آن شهر زیاد شود مسجد تو را ویران می کنند

برای مشاهده تصویر مسجد به ادامه مطلب بروید

                                                            منبع : کتاب نشان از بی نشان                                     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 2:38  توسط علیرضا  | 

علائم عامه پیش از ظهور :

پیش از ظهور حجت (عج) علایمی واقع می شود که در قرون بسیاری مردم به آن می پردازند حتی هر سال انجام این گونه اعمال بیشتر است که پیامبر (ص) و ائمه (ع) به آن تاکید فراوان داشتند . {وقتی این ها رو بخونی متوجه می شی که بعضی از این علائم به وقوع پیوسته }

1-مردم نماز را که پایه و ستون دین است سبک می دارند و به علت غرق شدن در امور دنیوی از راز و نیاز با پروردگار بی نیاز در پایان نماز غفلت می ورزند

2- مقابل یکتای عالم عصیان می ورزند و به سخنان علمای دین گوش نمی ورزند

3- در میان مردم مرگ های ناگهانی زیاد می شود و بیشتر افراد بدون توبه به درگاه تواب رحیم از این عالم نقل مکان می کنند

4- عالمان حاکمان و قاریان قرآن از تقوا و پرهیزگاری دور می شوند و به کار های حرام می پردازند و از خوردن لقمع های حرام اجتناب نمی ورزند

5- عابدان بر عبادت خود مغرور می شوند و به عزت پروردگار نمی اندیشند زیرا از یاد برده اند اصل هر خیری خداوند است .

6- مصاحف را ورق به ورق می فروشند حروف قرآن را به طلا می نویسند و در تذهیب ورق های آن می کوشند و در پردازش آن خود را به تکلف و سختی می اندازند و به جای این که در مفاهیم آن بیندیشند در احکام مبانی مبالغه می کنند

7- قاریان قرآن مجید را با صوتی زیبا و زمزمه ی بدیع می خوانند و نحو و اعراب آن را رعایت می کنند و در اظهار دقیق معانی و تبیین روشن مبانی می کوشند و مو شکافی می کنند اما اوامر و نواهی آن را به کار نمی بندند

8- همچنین از آیات واضح قرآن محکمات را گذاشته و روی به متشابهات می آورند و در جایی که ممکن باشد به آن عمل می کنند

9- در تعمیر و زیبا سازی مدارس و مساجد تلاش می کنند اما پایه های دین را خراب و ویران می سازند

10- مناره های بلند و مستحکم برای مساجد می سازند و موذنان آنها کسانی هستند که از خوردن لقمه حرام اجتناب نمی کنند و به عمل صالح نمی پردازند و دین از فساد آنان گمراه می گردد

11- برخی از مردم با رفتار و کردار خویش احترام مساجد را زیر پا می گذارند و آنجا را محل کسب و خرید و فروش قرار می دهند

12- مردم از نعمت های خدا شکر گذار نیستند و به حقی که خداوند بر گردن ایشان دارد آشنا نیستند و به علت فرو رفتن در شهوات از یاد برده اند که هر کس شکر خداوند را به جای نیاورد رحمت الهی و کرم وعنایت پادشاهی از او برچیده خواهد شد

13- دانشمندان فنی زیاد می گردند و علمای دین دار کم می گردند تا این که عالم بی دین نزد مردم عزیز می شود و فاضل با دین بی اهمیت می گردد.

14- حسن خلق از میان مردم برمی خیزد و مروت و جوانمردی رخت برمی بندد و شفقت و مهربانی غروب می نماید

15- عهد و پیمانی درست در میان مردم صورت نمی گیرد بنابراین نه به کسی می توانند اعتماد کنند و نه به کسی می توانند اعتقاد داشته باشند

16- مردم بر انجام انواع فسق و فساد بی باک می گردند و آینه ی دل و ضمیرشان با رنگ گناه سیاه و تیره و سخت تر از سنگ می شود

17- مردم صبر و بردباری خود را از دست می دهند و به جای وقار و خویشتن داری ناله و فریاد برمی آورند

18- سخاوت از نهادشان بر می خیزد و دچار خساست می گردند و از دادن صدقه و انفاق دوری می کنند

19- عصیان و گناه زیاد می شود و اطاعت و عبادت به سوی خدا کم رنگ می گردد همچنین در عیب جویی یکدیگر می کوشند و از گفتن غیبت ابایی ندارند

20- هنگامی که گناه زیاد شد فساد و دروغ بسیار می شود بنابراین باعث خشم خداوند می گردد و عذاب خود را بر بندگانش می فرستد در این صورت سرما و گرما بی وقت می شود آسمان نزولات خود را نمی بارد و زمین برکت خود را برمی دارد و کسوف و خسوف می شود و امور مردم به هم می ریزد و در سختی خواهند افتاد

21- قاضیان و حاکمان در قضاوت و حکومت تبانی می کنند و از گرفتن رشوه باکی ندارند و به لعن و نفرین مردم و خوردن مال یتیم نمی اندیشند

22- مردم جاهلان پر ادعا را بر فاضلان بی ادعا ترجیج می دهند و آنان را در امور مهم زندگی رهبر خود قرار می دهند

23- جهان روشن از ظلم و ستم بندگان تاریک می گردد و روزگار اهل ایمان به علت ظلم فاسقان تنگ می شود حاکمان در ستم و بی عدالتی بر مردم ترسی ندارند

24- در دوستی طریقت رفاقت وجود ندارد و بر اساس منافع صورت می گیرد

25- حق همسایگی رعایت نمی گردد و از آزار رساندن به همسایه ابایی ندارند

26- برای پیشبرد اهدافشان به مکر و حیله روی می آورند

27- امانتداران مردم خائن می شوند و معتمدان از دیانت و صیانت دور می گردند

28- از ریختن آبروی یکدیگر ترسی ندارند

29- دانشمندان مومن به دست بزرگان کشور خوار و خفیف می شوند و افراد نادان و پر ادعا بر جای ایشان تکیه می زنند اما هنگامی که با آنها مشورت می شود باعث نقص در دین و عقل می شوند

30- میان مردم سخن چینی رایج می شود به همین دلیل میان مردم فتنه و آشوب زیاد می شود

31- مردم در جمع آوری ثروت و دارایی میل فراوانی دارند و بر جمع آوری آن بر یکدیگر میل و مباهات می ورزند بنابراین هنگامی که انبارهای خود را از سیم و زر پر کردند بدترین بلا از آن مال به ایشان می رسد و یا این که گذشت زمان آن مال را به دست وارثان خواهد داد

32- مردم سرمایه داران را دوست خود می دانند و درویشان و فقرا را دشمن بنابراین به آنان احترام و عزت می گذارند و از تنگدستان دوری می جویند

33- کسب علم را به خاطر امور دنیا تحصیل می کنند و دین را در عوض گرفتن سیم و زر از دست می دهند و دنیا که باید به دنبال دین باشد اصل در زندگی می دانند و دین که مایه ی سعادت انسان است فرع می شمارند

34- بازار تجارت کساد می شود و خیر و برکت از خرید و فروش بر می خیزد به همین علت نقصان در امور بازرگانی می افتد و روزگارشان پریشان می شود

35- امر به معروف و نهی از منکر از میان مردم رخت بر می بندد و کسی به آن توجهی ندارد و اگر کسی بخواهد این امر را انجام دهد او را مورد تمسخر قرار می دهند و غیرت و آزادگی را زیر پا می گذارند

36- در آخرالزمان کودکان فریب کار می شوند و بزرگشان ظالم و گفتار و اعمال ناپسندیده ی آنان مورد رضایت و قبول خواهد شد ایشان کسانی هستند که سرشتشان از رحمت و شفقت خالی است و ضمیرشان از رحمت و عاطفه تهی

37- زوجین با اینکه عقد نکاح بینشان محکم است اما با یکدیگر عقد خرید و فروش می بندند و مال خود را از هم جدا می سازند و در محافظت از آن نهایت سعی و کوشش را می کنند

38- زنان همانند مردان بر رکاب می نشینند و برپشت اسب ها می تازند

39- شرم از چشم زنان بر می خیزد و حیا که نشانه ی بهار انسانیت است از چهره یشان دور می شود

40- زنان کم حیا ومنسوب بر بساط عشق مردان غریبه را دوست دارند و از شوهران خود هر چند به حسن خلق موصوف باشند دوری می جویند

41- میان زنان و مردان عمل زنا زیاد می شود و از افراط انجام آن خود را به هلاکت می اندازند به همین علت مورد غضب الهی قرار می گیرند

42- مردم مردان و زنان آوازه خوان و مطربه را دوست دارند و به سوی خود می خواهند و آنان را در میان خود می نشانند و به وسیله ی ایشان کسب حرمت و جاه می کنند

43- مردان لباس رنگین و ابریشمی می پوشند و خود را به زینت ها می آرایند

44- همچنین مردان به جدایی و طلاق ازهمسران خود اصرار می ورزند و یا این که آنان را به حرام در حباله ی خویش نگه می دارند و از دادن مهریه به ایشان امتناع می ورزند

45- قمار میان مردم رواج می یابد و بازار قمار بازان رونق می گیرد و اسباب و آلات آن زیاد می شود و آموختن آن از واجبات خواهد شد

46- احترام به پدر و مادر و بزرگان از بین خواهد رفت و فرزندان در عاق والدین نسبت به خود می کوشند و از رعایت حقوق دیگران چشم می پوشند

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 12:44  توسط علیرضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 3:20  توسط علیرضا  | 

نقشه ی ابلیس برای تاخیر ظهور

غفلت مردم از امام عصر و جدی نگرفتن دعا برای تعجیل فرج را می توان در فعالیت های بی وقفه ابلیس و لشکریان او جستجو کرد . حکایت سرپیچی شیطان از خداوند و سجده نکردن او را شنیده اید اگرچه برخی به اشتباه می پندارند این نوع انسان بود که مسجود فرشتگان قرار گرفت غافل از این که خداوند تعالی به ملائک و نیز ابلیس امر فرمود که به نور اهل بیت که در صلب آدم بود سجده نماید .

ابلیس به واسطه ی تکبر ونیز حسد بردن به مقام و جایگاه معصومین (ع) که از سوی خداوند به مقام خلیفه اللهی و امیری عالم هستی منصوب شده بودند از اجرای دستور سرپیچی نمود و از درگاه الهی رانده شد .

شیطان به خداوند گفت : «من نیز بندگانت را از صراط مستقیم که شرع و آیین توست گمراه می کنم . آنگاه از پیش روی و از پشت سر و از چپ و راست ایشان در می آیم تا بیشتر آنان شکر نعمتت را به جای نیاورند . »

در روایات بسیاری صراط مستقیم به ائمه تفسیر شده و در خطبه ی جاودانه ی غدیر پیامبر اکرم به مردم حاضر و نیز نسل های آینده تاکید فرمود : «.... ای مردم من صراط مستقیم خداوندم که شما را به پیروی آن امر نموده و پس از من علی (ع) صراط مستقیم خداست و سپس فرزندانم از نسل او امامان هدایتند به حق هدایت می کنند و به یاری حق به عدالت رفتار می کنند آنگاه رسول خدا سوره ی حمد را تلاوت نمودند و سپس فرمودند این سوره درباره ی من نازل شده و به خدا قسم درباره ی امامان نازل شده است به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص درباره ی آنان است ...»

و اما از عزم و تلاش شیطان برای گمراه کردن مردم از صراط مستقیم بشنوید که چگونه با ایجاد یک انحراف خیال خود را از هلاکت عده ی بسیاری آسوده می کند و به جای آنکه برای گمراه کردن فرد فرد انسان ها زحمت بکشد با سرمایه گذاری بر روی یک فرد یا جریان خاص میلیون ها و چه بسا میلیاردها انسان را به ورطه ی نابودی می کشاند . در میان شیعیان نیز فرقه های مختلف و منحرفی چون کیسانیه اسماعیلیه زیدیه و ... وجود دارد .

به شیعیان دوازده امامی که می رسیم تازه اول کلام است و اتفاقا بیشترین حساسیت و فعالیت ابلیس هم در این گروه متمرکز است زیرا اگر شیعیان به صورت یکپارچه متوجه امام عصر (عج) شده و برای ظهور ایشان دعا کنند و آماده ی پذیرشو تحمل حضرت اطاعت از فرامین او و جان فشانی در راه ایشان باشند طبق روایات فرج محقق شده به زندگی ابلیس در این دنیا پایان داده خواهد شد. ابلیس با اهل سنت زیاد کاری ندارد اما اگر شده اآنها را به خصومت بیشتر با اهل بیت وا می دارد . آنها با هر نفسی که می کشند و هر ساعتی از عمرشان که می گذرد در انحراف خود عمیق تر و از مقصد خلقت دورتر می شوند اما شیطان دست از سر شیعیان بر نمی دارد . امام صادق فرمود : « همانا ابلیس ریسمان خود را در این خانه ی فریب ( دنیا ) آویخته است و در این کار جز دوستان ما را هدف گیری نکرده است .»

ابلیس مصمم است شیعیان را از امام خویش غافل سازد و در کار خود نیز بی نهایت استاد است نقطه ی ضعف هر یک از ما را به خوبی می شناسد و می داند .تا می تواند اجازه نمی دهد گوینده ای از امام عصر (عج) سخنی بگوید یا نویسنده ای راجع به ایشان مطلبی بنویسد .

خلاصه آنچه ما را از توجه به حضرت ولی عصر (عج) و دعا برای تعجیل فرج باز می دارد می توان ردپای ابلیس را مشاهده کرد و راه فرار از کمند شیطان نیز فقط و فقط پناه بردن به خداوند و ائمه (ع) است .

                                                                                                          کتاب دعا کلید ظهور

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 17:24  توسط علیرضا  | 

رجعت

مفهوم : در لغت به معنی بازگشت و در فرهنگ دینی مقصود از آن عبارتست از بازگشت حجت های الهی و امامان معصوم (ع) و گروهی از مومنان خالص و کفار و منافقان به عالم دنیا است یعنی ایشان بار دیگر به امر خداوند زنده می شوند و به دنیا بر می گردند و این دورنمایی از رستاخیز است که پیش از قیامت در همین عالم اتفاق می افتد .

فلسفه رجعت : امام باقر (ع) در ضمن روایتی فرمود : «مومنان بر می گردند تا عزیز شوند و چشمان آنها روشن گردد و تبهکاران بر می گردند تا خداوند آنها را خوار کند .»

درست است که جایگاه اصلی برای پاداش و کیفر انسان ها عالم آخرت است ولی خداوند فرموده است که بخشی از اجر و کیفر آنها را در همین دنیا عملی کند .

هدف دیگر از رجعت برخورداری مومنان از سعادت یاری حضرت ولی عصر (عج) بیان گردیده . ای مهم در ضمن دعاها و نیز بیانات بعضی از علما مطرح شده است .

در زیارت امام عصر در سرداب مقدس سامرا آمده است :

اگر پیش از ظهور تو مرگ مرا دریابد به وسیله ی تو و پدران پاکت به خدای بزرگ متوسل می شوم و از او می خواهم که بر محمد و خاندان او درود بفرستد و برای من بازگشتی در ظهور تو و روزگار تو قرار دهد تا به مقصود خود در زمینه اطاعت تو نائل شوم و سینه ام را از خواری دشمنانت شفا دهم .

جایگاه رجعت در متون دینی : رجعت از عقاید مسلم شیعه است که پشتوانه آن ده ها آیه قرآن و صدها روایت از پیامبر و ائمه معصومین است .

مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب خود «ایقاظ» 520 حدیث درباره ی رجعت نقل کرده است .گذشته از آیات و روایات فراوان همه ی علمای شیعه بر این حقیقت اتفاق نظر دارند چنانکه مرحوم شیخ حر عاملی به این مطلب تصریح کرده وبلکه نبوت رجعت را از ضروریات مذهب شیعه دانسته اند .

ویژگی های رجعت :

از میان آیات و روایات بسیار می توان این مطالب را برای رجعت بیان کرد :

1-رجعت از روزهای بزرگ و مهم عالم است که در قرآن از آن به ایام الله یاد شده

امام صادق (ع) فرمود : « ایام الله سه روز است روز قیام قائم (عج) روز رجعت روز قیامت »

2- اعتقاد به رجعت از نشانه های شیعیان اهل بیت است

امام صادق فرمود : « از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد »

3- رجعت برای همه ی مردم نیست بلکه مخصوص مومنان خالص و کفار و منافقان خالص است

4- از جمله مومنان رجعت کننده پیامبران و امامان معصومند و اولین امامی که در زمان رجعت و پس از امام مهدی حکومت عدل جهانی را بر عهده می گیرد حضرت امام حسین است که سال های بسیار حکومت می کند .

5- برای همه ی منتظران واقعی ظهور مهدی (عج) که پیش از ظهور از دنیا رفتند امکان رجعت به دنیا و یاری آن امام وجود دارد .

6- کفار و منافقان هرگز به میل و اراده ی خود به این دنیا باز نمی گردند بلکه از روی اجبار به رجعت تن می دهند ولی رجعت مومنین اختیاری به نظر می رسد . ام د (ع) می فرماید : هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام می کند مامورین الهی در قبر با اشخاص مومن تماس می گیرند و به آنها می گویند : ای بنده ی خدا مولایت ظهور کرده اگر می خواهی به او بپیوندی آزاد هستی و اگر می خواهی در نعمت های الهی متنعم بمانی باز هم آزاد هستی .

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 20:43  توسط علیرضا  |